حسن حسن زاده آملى

92

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

معلول حد ناقص آن . مرحوم حاجى در لالى منظومه گويد : برهاننا باللم والان قسم علم من العلة بالمعلول لم وعكسه ان و لم اسبق وهو باعطاء اليقين أوثق بدان كه الطرق الى الله بعدد انفاس الخلائق ، در اين فص دو طريق در معرفت بارى تعالى اعنى در اثبات وجود واجب بذاته گفته آمد : يكى طريق متكلمين و حكماى طبيعى كه استدلال از آثار به مؤثر آنها است كه هر اثر نمودار دارايى مؤثر خود است ، يعنى به برهان ان كه از معلول به علت پى بردن و به منهج قوس صعود فرا رفتن است . و ديگر طريق شهود و عرفان كه برهان صديقين است . و اين طريقه الهيين بلكه متألهين از أعاظم عرفاء و اكابر حكماء است كه اعتبار حقيقت وجود من حيث هو وجود ، و نظر در احوال آن كردن ، و به منهج قوس نزول فرود آمدن است . و اين طريق أولى از اولى و اشرف از آنست چنان كه در شرح اين فص و فص بعد دانسته مىشود . بعضى طريق دوم را برهان لم گرفتند كه در تبصره آتى مى آوريم ، ولى سياق عبارت فص به برهان صديقين شايسته و با آن سازگار است ، علاوه اين كه برهان لم در اين مقام به معنى شبه لم است . بيان طريق اول اينكه چون در عالم خلق يعنى آفرينش جهان تامل و نظر كنى از آثار صنع محكم و نظام متين و متقن جهان و از تمام صنع و اتصال تدبير پى مى برى كه جهان را ناگزير است از جهانبازى كه صانعى است غير مصنوع و خالقى است غير مخلوق ، و وجودى است قائم بذاتش و عليت عين ذات او است چه دور و تسلسل باطل است ، علاوه اينكه دور خود مستلزم تسلسل است . پس عالم منتهى مىشود به طرفى يعنى بوجودى كه از سلسله ممكنات خارج است و خود واجب بالذات است . بيان طريق دوم اينكه چون در هستى صرف و وجود محض كه